شنبه 26 مرداد 1387

 

رمان حماسه‌ی جهانی است که خدا آن را ترک گفته.

جورج لوکاچ

 

این مطلبی که سایت هفتان لینک کرده، دقیقا از جنس کارهایی است که من برای «نیمه‌ی تاریک» می‌پسندم. نقدی بر کتاب «نظریه‌ی رمان» (۱) لوکاچ، توسط پل دمان، سرشناس‌ترین چهره‌ی شالوده‌شکنی ادبی بعد از دریدا، که گویا قبل‌تر در مجله‌ی زنده‌رود اصفهان به همت هوشیار انصاری‌فر منتشر شده بود.

لوکاچ را نه تنها باید بنیان‌گزار رویکرد جامعه‌شناسی ادبیات دانست، بلکه به حق می‌توان او را پدر بوطیقای مدرن نامید. در حقیقت کاری را که فرمالیست‌های روسیه در اوایل قرن بیست انجام دادند، لوکاچ به شکل دیگری در اروپای غربی جلو برد و گرامشی دنبال کرد.

پرشی یک‌باره میان نظریه‌های پساساختارگرا، از آسیب‌هایی است که گریبان نقد ادبی را در ایران دریده. بدون درک عمیق رویکردهای سنتی‌تر نظریه‌ی ادبی مردن، همچون مارکسیسم، فهم شالوده‌شکنی غیر ممکن به نظر می‌رسد. و این درک عمیق نیز از راه مطالعه‌ی کتب ۳۰۰ صفحه‌ای آشنایی با نظریه‌ی ادبی، احمقانه به نظر می‌رسد و باید بازگشتی کرد به متون اصلی و طبیعتا کلاسیک شده‌ی بوطیقا.

خبر خوش این که نشر ماهی که پیش‌تر کتاب «جان و صورت» لوکاچ را سال ۸۲ با ترجمه‌ی رضا رضایی منتشر کرده بود، قرار است «جامعه‌شناسی رمان» را با ترجمه‌ی مرحوم پوینده دوباره چاپ کند. کتابی که سال ۷۴ توسط نشر تجربه و بعدتر سال ۸۰ توسط چشمه چاپ شده بود و الان به هیچ عنوان یافت می‌نشود. خواندن بخش استاندال این کتاب در کنار ترجمه‌ی تازه‌ی مهدی سحابی از «سرخ و سیاه» می‌تواند جذاب باشد.

 

۱) لوکاچ، جورج (۱۳۸۱) نظریه‌ی رمان، حسن مرتضوی، تهران: قصه.

تا جایی که اطلاع دارم از میان ایرانی‌ها، هاله لاجوردی در شماره ۲۴ کارنامه و شهرام پرستش در شماره ۷۸ کتاب ماه علوم اجتماعی، به تشریح نظریات لوکاچ در این کتاب پرداخته‌اند.

 

 

سه شنبه 22 مرداد 1387

 

هیاهو بر علیه بازنشستگی اساتید دانشگاه‌ها، جز دست و پا زدنی پوچ و ژستی روشنفکرانه در برابر تمامی اعمال دولت نهم نیست. تمامی این اساتید فسیل‌هایی هستند منقرض شده با افکاری گندیده که عمر علمی‌شان مدت‌هاست ته کشیده. (این به معنای توهین به گذشته‌ی پربار آن‌ها نیست، بالاخره روزی مرگ هر پارادایمی فرا می‌رسد. همان گونه که وقتی فریاد می‌زنند «دایی فلان ننت» منظورشان نفی گل‌های قبل‌تر دایی نیست، بلکه می‌گویند آقای دایی دیگر دوران بازی‌ات تمام شده.)

غلامحسین ابراهیمی دینانی، سنت‌گرای بزرگ که تمام فلسفه‌ی نورانی اسلامی را غورت داده، اما بویی از تفکر مدرن نبرده و تمام مدرنیته را مسخره‌بازی کافکا مافکا می‌داند. محمدرضا شفیعی کدکنی، پدرخوانده‌ی ادبیات سنتی فارسی، که شعورش از رودکی شروع می‌شود و به ملک‌الشعرای بهار ختم می‌گردد (با پیوست غزل‌سرایی سایه) و آموزش ادبیات را در سیستمی فاشیستی، مبتنی بر حفظ سنت نگه داشته است. رضا داوری اردکانی، نظریه‌پرداز شماره یک حکومت جمهوری اسلامی، که اصلا بازنشسته شدن‌اش اهمیتی ندارد، چرا که کار خود را به طرز احسن در شورای عالی انقلاب فرهنگی به انجام خواهد رساند. و به این‌ها باید اضافه کرد غلامعباس توسلی و باقر ساروخانی را، پوزیتیویست‌های اعظم دانشکده‌ی علوم اجتماعی (دومی کارکردگرا هم هست که در تصویر مشاهده می‌کنید) که سال‌های دراز جامعه‌شناسی را در حد یک علم تقلیل دادند و هیچ تحول آموزشی را برنتابیدند و سر قفلی زدند بر در بسیاری از واحدهای کلیدی دانشکده.

این بار اشتباها وزیر علوم را به باد انتقاد گرفتید! اتفاقا دستش درد نکند!

مرگ بر پیریسم آکادمیک!

 

 

سه شنبه 8 مرداد 1387

 

 

یک چند به کودکی به استاد شدیم

یک چند به استادی خود شاد شدیم

پایان سخن شنو که ما را چه رسید

از خاک بر آمدیم و بر باد شدیم

 

- خیام -

 

 

The killer awoke before dawn
He put his boots on
He took a face from the ancient gallery and he
Walked on down the hall
And he went into the room where his sister lived
And… then he… paid a visit to his brother, and then he…
He walked on down the hall, yeah
And he came to a door
And he looked inside
Father?
“Yes son?”
I want to kill you…
Mother? I want to… fuck you all night yeah,
Come on, yeah

 

- Jim Morisson -

 

 

یکشنبه 6 مرداد 1387


خانواده محافظه‌کارترین نهاد اجتماعی تاریخ است. خانواده با خرید وسایلی چون رادیو و تلویزیون، بزرگ‌ترین حامی و اسپانسر صدا و سیما و شبکه‌های ماهواره‌ای (این ایدئولوژیک‌ترین دستگاه ایدئولوژیک دولت‌ها) است. خانواده با تقبل خرج تحصیل فرزندان و تشویق آنان به یادگیری علم (یعنی علم پوزیتیویستی که شکل سرمایه‌دارانه‌ی شناخت به شمار می‌رود)، گرداننده‌ی اصلی چرخ‌گوشت آموزش و پرورش و آموزش عالی است. خانواده ذیل مفهوم «ازدواج»، هوشمندانه‌ترین، ارزشی‌ترین، و نفوذناپزیرترین فرمول بازتولید هژمونی را دارد.


بر همین اساس، «کاندوم» را باید انقلابی‌ترین دست‌آورد تاریخ بشریت به حساب آورد.




نوشته‌های مرتبط: ۲۰ دی ۸۵


سه شنبه 25 تیر 1387

 

اینجا یک وبلاگ بود.